عبد الرزاق مقرّم ( مترجم : پرويز لولاور )
160
الامام الجواد ( ع ) ( نگاهى گذرا بر زندگانى امام جواد ع ) ( فارسي )
تيغ ابرويش صراط و قامتش روز قيام * كاو ز ربّ العالمين آمد صراط المؤمنين جان سپرده ، لعل عطشان ، همچو جدّ تاجدار * كز غمش گريان يتيمانش چو زين العابدين گفت غواص بحار علم و عرفان وصف او * قطرهء درياى آل مصطفى ، درّ ثمين تشنه لب اى خداوند تواناى مبين * خالق امكان و ربّ العالمين اندر اين دنياى بىمهر و وفا * من گرفتارم به دام مشركين باب من باشد على موسى الرضا * از لقب باشم جواد العارفين از ستمهاى عدوى نابكار * روز و شب باشم ز دشمن ، دل غمين سينهام مجروح و قلبم داغدار * گشته از ظلم و جفاى خائنين باعث قتلم شده ملعونهاى * كودكانم گشته بىيار و معين بود ام الفضل ملعونه دغا * ريخت در كامم ، ستمگر ، زهر كين پس در حجره به روى شاه بست * گشت غمگين ، آن وصىّ مرسلين هرچه گفتا ، از عطش دل سوخته * كس نشد يار امام متّقين سوخت از آهش دل افلاكيان * شورشى افتاد در عرش برين كام عطشان همچو جدّ اطهرش * تشنه لب جان داد آن حامىّ دين دل دريا خون شد بار الها ، ز چه رو همدم گل ، خار شده * خار و خس ، زاغ و زغن ، ساكن گلزار شده بلبل بستان ، از خار شكايت دارد * كه چرا خار بجاى گل گلنار شده من جوادم كه جهان ، ريزه خور خوان من است * مرغ جان ، حبس و در اين دام گرفتار شده آنقدر رنج ، من از همسر خائن ديدم * كه دلم غمزده زين شوم ستمكار شده اين چه آيين و طريق است ، كه اين ملعونه * پى آزار من ، اين مشرك خونخوار شده گل من ، پرپر و پژمرده شده وقت شباب * جگرم سوخته از كينهء غدّار شده ريخته زهر جفا را چو به كامم پنهان * قلب من سوخته ، نيلى گل رخسار شده